لطف الله هنرفر
154
اصفهان ( فارسى )
تاريخ عالمآراى عباسى ، چنين سروده است : عباس شه آن سپهر احسان * كز پرتو اوست زيب ايران آمد به درش ز روز اخلاص * بر دست گرفته تحفهء جان قاآن زمان ولى محمد * اورنگ نشين ملك توران جستم ز خرد چو سال تاريخ * گفت آمده پادشاه توران شاه عباس به افتخار مهمان خود ، ولى محمد خان ، جشنهاى شاهانه ترتيب داد و مطربان خوشآهنگ و نوازندگان تيزچنگ به نواى دلگشا زنگزداى خواطر گشته ، حوروشان عراقى و خراسانى به پايكوبى در آمده خرامش و جلوهگرى آغاز نهادند . در آن فرخنده بزم و محفل خاص * همى بودى ز شادى زهره رقاص به هر گوشه خرامانى دلستانى * به هر طرفى روان آرام جانى بهشت آسا در آن رشك گلستان * به خدمت ايستاده حور و غلمان مؤلف تاريخ عالمآراى عباسى نوشته است كه از طرف پادشاه به دفعات مراسم آتشبازى و چراغانى در ميدان نقش جهان به افتخار ولى محمد خان ترتيب داده شد و از جمله آتشبازىهاى عجيب از فيل بزرگى صحبت مىدارد كه در حين آتش دادن و توپ انداختن ، از آن كوهپيكر آتشخوى زميننورد بادپا حركات عجيب و حملههاى مهيب مشاهده مىشد و موجب انبساط خاطر خان تركستان و حاضران بساط اقدس مىگرديد ، اسكندر بيك تركمان نوشته است كه در اول تيرماه آن سال ولى محمد خان به اتفاق شاه عباس در خيابان چهارباغ تماشاى جشن آبپاشان را نمودند و در آن روز بيش از صدهزار نفر در خيابان چهارباغ جمع آمده به يكديگر آب مىپاشيدند . ولى محمد خان به استظهار اخبارى كه از تركستان مىرسيد و مشعر بر آن بود كه ورود وى را انتظار داشتند ، از شاه عباس اجازهء مراجعت خواست و تقاضا كرد كه فقط پادگان